خرید بک لینک
عشق یعنی انتظار انتظار یعنی دویدن به سوی تو مولانا در مثنوی میآورد که عاشقی به در خانۀ معشوق رفت و در جواب معشوق که پرسید کیست، گفت «من»،و با همین «من» گفتن سزاوار فراق شد،تا آنجا که «من»های او همه سوخت و دوباره بازگشت:پخته گشت آن سوخته پس بازگشتباز گرد خانه انباز گشتحلقه بر در زد به صد ترس و ادبتا به نجهد بیادب لفظی ز لببانگ زد یارش که بر در کیست آنگفت بر در هم توی ای دلستانگفت اکنون چون منی ای من درآنیست گنجایی دو من را در سرااز نظر مولانا کسی که «من» و «خود» دارد، به حقیقت یک من ندارد بلکه هر لحظه منی و خودی دارد،به قول او «هزاران من و ما» دارد و در غوغای این «من»هاست که خود را گم میکند:زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم؟گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم + نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ساعت 1:0 توسط montazere vasl |

برچسب: نویسنده: پارسا نعمتی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 15:39

صفحه بندی